وبلاگ سایت

هوش مصنوعی چه تأثیری بر نسل بعدی طراحان می‌گذارد؟

هوش مصنوعی چه تأثیری بر نسل بعدی طراحان می‌گذارد؟

هوش مصنوعی چه تأثیری بر نسل بعدی طراحان می‌گذارد؟

 

ابزارهای هوش مصنوعی (AI) مثل ChatGPT و Gemini تنها چند سالی است که پا به دنیای ما گذاشته‌اند. با اینکه خیلی از ما به آن‌ها متکی شده‌ایم، هنوز به خوبی به یاد می‌آوریم که زندگی پیش از ظهور آن‌ها چطور بود.

اما نسل‌های آینده چطور؟ برای آن‌ها، این ابزارها همیشه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره خواهند بود. همان‌طور که من دوران بدون گوشی‌های هوشمند را به یاد می‌آورم، دختر نوجوانم نمی‌تواند. او بعد از اینکه آیفون دنیا را تسخیر کرد، متولد شد. صفحه‌های لمسی و فروشگاه‌های اپلیکیشن تمام چیزی است که او از ابتدا با آن‌ها آشنا بوده.

من معتقدم که تأثیر درازمدت هوش مصنوعی حتی از گوشی هوشمند هم بیشتر خواهد بود. همین حالا هم می‌بینیم که این فناوری در حال نفوذ به صنایع و آموزش است. چه کسی می‌داند مثلاً تا سال ۲۰۳۰ به کجا خواهیم رسید؟

بسیاری از ما نگرانیم که هوش مصنوعی جای ما را در محیط کار بگیرد و اطلاعات نادرست را منتشر کند. این نگرانی‌ها کاملاً منطقی هستند. با این حال، من دارم در مورد نگرانی دیگری نیز فکر می‌کنم: کم‌ارزش شدن خلاقیت انسانی.

صنایع خلاقانه‌ای مثل طراحی، بیشترین تأثیر این تغییرات را حس خواهند کرد. در اینجا توضیح می‌دهم که چرا نسل بعدی طراحان وارث دنیایی بسیار متفاوت خواهند بود.


 

هنرمندان از قبل با ابزارهای تولید محتوا (Generative Tools) رقابت می‌کنند

 

مدل‌های تولیدگر (Generative Models) توانایی‌های خود را در ساخت تصاویر به شدت ارتقا داده‌اند. کافی است یک دستور متنی (Prompt) بنویسید، و در عرض یک دقیقه یا بیشتر، تصویری متناسب با دستورالعمل شما خواهید داشت. این فرآیند روزبه‌روز سریع‌تر هم خواهد شد.

البته نتایج همیشه هم عالی نیستند. مثلاً، به نظر من مدل ChatGPT در زمینه استایل و سبک‌دهی، نامنظم (و گاهی اوقات نامفهوم) عمل می‌کند. اما بعد از چند بار تلاش برای بازبینی، اغلب می‌بینم که خروجی نهایی را به‌عنوان “به اندازه کافی خوب” می‌پذیرم.

من حالا به جای استفاده از عکس‌های استوک (Stock Photography) تکراری و قدیمی، تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی را انتخاب می‌کنم. این تصاویر دم دست هستند و اغلب هم‌خوانی بیشتری با نیازهای من دارند. این موضوع هم شگفت‌انگیز است و هم کمی ناراحت‌کننده.

بله، زمان کمتری طول می‌کشد تا یک تصویر “قابل قبول” به دست آورم. لازم نیست در فتوشاپ (Photoshop) برای جزئیات عرق بریزم. همچنین لازم نیست کسی را استخدام کنم که بااستعدادتر از من است تا این کار را برایم انجام دهد. خلاصه بگویم، من حاضرم کیفیت پایین‌تری را بپذیرم، چون راحت‌تر به دست می‌آید.

اعتراف می‌کنم که من در پایین‌ترین سطح بازار هستم. مهارت‌های طراحی گرافیک من بهترین نیستند و بودجه‌ای برای استخدام یک طراح حرفه‌ای ندارم. احتمالاً روی آوردن من به ابزارهای هوش مصنوعی باعث بیکاری کسی نمی‌شود.

خطر زمانی است که شرکت‌هایی که بودجه‌ای برای استخدام حرفه‌ای‌ها دارند، هوش مصنوعی را انتخاب کنند. ما همین حالا هم شاهد این اتفاق هستیم (که البته نتایج متفاوتی داشته است). قطعاً افراد بیشتری به این سمت تاریک خواهند آمد!

 

 

هوش مصنوعی چه تأثیری بر نسل بعدی طراحان می‌گذارد؟

 


 

آیا طراحان جدید اصول اولیه را یاد می‌گیرند؟ و آیا اصلاً اهمیتی دارد؟

 

به صورت سنتی، طراحان وب و طراحان چاپی، اصول و مبانی کار خود را یاد می‌گیرند. فلسفه‌های مربوط به رنگ، تایپوگرافی (Typography) و دسترسی‌پذیری (Accessibility) برای تولید یک کار باکیفیت حیاتی هستند. این درس‌ها هم از آموزش رسمی و هم از تجربه دنیای واقعی به دست می‌آیند.

اما اصول اولیه در عصر هوش مصنوعی چه معنایی دارند؟ کنترل کیفیت (Quality Control) یکی از نقاط قوت ابزارهای فعلی بازار نیست. بنابراین، کسی که تازه طراحی را شروع کرده و از یکی از این برنامه‌ها استفاده می‌کند، ممکن است هرگز فرصت یادگیری اصول را پیدا نکند.

ما داریم روند مشابهی را در برنامه‌نویسی هم می‌بینیم. برای مثال، سهولت تولید کد (Code Generation) منجر به افزایش قابل توجهی در ارسال افزونه‌های وردپرس شده است. حالا که “هر کسی” می‌تواند کدنویسی کند، اصول امنیت و بهینه‌سازی (Optimization) ممکن است در این شلوغی گم شوند.

این سؤال هم مطرح است که طراحان آینده از چه ابزارهایی استفاده خواهند کرد. رابط کاربری متنی (Text-based UI) ChatGPT یک ابزار طراحی نیست. با این حال، فتوشاپ هوش مصنوعی را درون خود ادغام کرده و تنها نیست. به نظر می‌رسد هر ابزار مهمی در حال پیوستن به این موج است. این تغییرات می‌تواند گردش کار (Workflows) پروژه‌ها را به شدت دگرگون کند.

افزایش بهره‌وری (Productivity) خوب است. اما ما می‌توانیم بدون اینکه حتی یک لحظه فکر کنیم که آیا نتیجه خوب است یا نه، خروجی تولید کنیم. این‌گونه سؤالات ممکن است هرگز برای طراحی که اصول اولیه را یاد نگرفته، مطرح نشوند.

از یک نظر، این وضعیت یادآور دوران دهه ۱۹۹۰ است که در آن “هر کاری مجاز بود”. ما وب‌سایت‌هایی می‌ساختیم فقط به این دلیل که باحال به نظر می‌رسیدند، بدون توجه به اینکه کار می‌کنند یا نه. نسل‌های آینده ممکن است از هوش مصنوعی استفاده کنند بدون اینکه هرگز نتیجه را زیر سؤال ببرند.

 

 

هوش مصنوعی چه تأثیری بر نسل بعدی طراحان می‌گذارد؟

 

 


 

زمان کمتری برای خلق یک اثر زیبا

 

ما انسان‌ها صبورترین موجودات نیستیم. به همین دلیل، طراحان همیشه مجبور بوده‌اند بین کیفیت و مهلت‌های پروژه (Project Deadlines) تعادل برقرار کنند. هوش مصنوعی ممکن است وضعیت را برای خلاقان بدتر کند.

کاربرد ایده‌آل برای هوش مصنوعی این است که ابزاری کمکی برای تولید بخش‌های کوچک پروژه یا اجرای کارهای روزمره باشد. این راهی برای افزایش سرعت فرآیند است در حالی که همچنان به دانش و تخصص انسانی متکی است.

اما بدون شک برخی افراد تأثیر بیش از حدی به آن خواهند داد. تصور اینکه یک صاحب کسب‌وکار یا سهام‌دار، با یک طراح مانند یک مهندس صرفاً “دستور دهنده” به هوش مصنوعی رفتار کند، دشوار نیست: “این گرافیک شبکه‌های اجتماعی رو تا پنج دقیقه دیگه می‌خوایم. فقط یه چیزی تولید کن. نه، وقت نداریم نگران کرنینگ (Kerning) فونت باشیم.”

زمان‌بندی پروژه‌ها هم ممکن است به طور غیرمنطقی سرعت بگیرند. مشتریان انتظار بهره‌وری بیشتر در زمان کمتر و با هزینه‌ پایین‌تر خواهند داشت. چنین طرز فکری، فرصت کمتری برای طراحان باقی می‌گذارد تا کار خود را کامل کنند.

این مایه تأسف است، زیرا اغلب این جزئیات کوچک هستند که یک طراحی را برجسته می‌کنند. انجام هر کاری به صورت “سریع و ارزان”، فضایی برای خلاقیت انسانی باقی نمی‌گذارد. و به طور کنایه‌آمیزی، این کار ارزش کل صنعت حرفه‌ای‌ها را هم پایین می‌آورد.

در این سناریو، طراحان دیگر سهم عمده‌ای در جهت‌گیری پروژه ندارند. آن‌ها تبدیل به یک حلقه دیگر در زنجیره تأمین (Supply Chain) می‌شوند.

 

 

هوش مصنوعی چه تأثیری بر نسل بعدی طراحان می‌گذارد؟

 

 


 

طراحان بهره‌وری کسب می‌کنند در حالی که کنترل خلاقانه را از دست می‌دهند

 

نسل فعلی مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند کارهای شگفت‌انگیزی انجام دهند. با این حال، فاقد منطق و حساسیت‌های انسانی هستند. این ویژگی آن‌ها را برای کارهای پرمشغله عالی می‌کند، نه خلاقیت.

با این وجود، پیشرفت‌های مستمر فناوری و تبلیغات فروش، احتمالاً منجر به پذیرش بیشتر می‌شوند. مشابه سایر فناوری‌ها، به سهام‌داران و تصمیم‌گیرندگان، رویای آرمانی یک ابزار واحد که می‌تواند همه کارها را انجام دهد، فروخته خواهد شد. هوش مصنوعی را با دانش قانون آموزش دهید، دیگر نیازی به وکیل نخواهید داشت. آن را با مواد برندینگ خود آموزش دهید، دیگر نیازی به یک طراح سنتی نخواهید داشت.

نتیجه این کار، فضای کمتر برای یک فرآیند طراحی ارگانیک است. همان چیزی که طراحان در آن مهارت دارند. همان چیزی که مردم هزاران ساعت صرف یادگیری و بهبود آن می‌کنند. همان چیزی که همه چیز را از دونات گرفته تا حلقه‌های الماس می‌فروشد.

امیدوارم که این اتفاق نیفتد، اما من این فیلم را قبلاً دیده‌ام. شاید، پس از مدتی تکیه بر ماشین‌ها، مردم ارزش خلاقی‌های انسانی را تشخیص دهند و دوباره به آن‌ها بازگردند.

در غیر این صورت، نسل بعدی طراحان نقش بسیار متفاوتی خواهند داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *