ویلیام موریس و کتابی که یک اثر هنری شد
ویلیام موریس و کتابی که یک اثر هنری شد
![]()
مدت زمان مطالعه ۷ دقیقه
طی چند ماه گذشته، مقالات متعددی درباره ویلیام موریس، طراح ویکتوریایی و هنرمند همهفنحریف، منتشر شده. تمرکز این بحثها از رابطه ویلیام موریس و هنر اسلامی گرفته تا بحث ویلیام موریس و کیچ و نمایشگاهی در یورک با عنوان هنر کاغذ دیواری: موریس و شرکا را شامل میشد. با این حال، در تمام این توجهات اخیر به فعالیتهای متنوع موریس، از نقش او بهعنوان یک طراح کتاب و تأسیس انتشارات کلمسکات (Kelmscott Press) حرفی به میان نیامده است. این انتشارات آخرین پروژه هنری موریس بود و آخرین کتابی که برای آن تولید کرد، پرآوازهترین و باشکوهترینِ آنها: چاسر کلمسکات افسانهای بود.
اهمیت کار موریس بهعنوان یک طراح کتاب را اِمری واکر، حکاک و عکاس، بهخوبی توضیح میدهد، وقتی که نوشت: «موریس نشان داد که یک کتاب چاپی میتواند در جایگاه خودش یک اثر هنری باشد.» در حقیقت، کار موریس با انتشارات کلمسکات چیزی کمتر از این نبود که به ما اجازه داد به کتابها نگاهی متفاوت داشته باشیم.
![]()
![]()
تولد یک «ماجراجویی چاپی»
انتشارات کلمسکات که موریس آن را «ماجراجویی چاپی» خود مینامید، در سال ۱۸۹۱ تأسیس شد. این اتفاق پس از آن افتاد که موریس در سال ۱۸۸۸ در سخنرانی دوستش، اِمری واکر، با عنوان «حروفچینی و تصویرسازی» شرکت کرد. این سخنرانی به موریس الهام داد تا با واکر همکاری کند و فونت مخصوص خودش را بسازد که نام آن را گلدن (Golden) گذاشت. این فونت در اولین کتاب منتشرشده توسط انتشارات کلمسکات، یعنی داستان دشت درخشان (The Story of the Glittering Plain) در سال ۱۸۹۱ استفاده شد که اتفاقاً خود موریس آن را نوشته بود. با تخصص فنی واکر در زمینه بازتولید عکاسی و مشاورههای حروفچینیاش، انتشارات کلمسکات موفق شد بین سالهای ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۸، تعداد ۵۳ کتاب را در ۶۶ جلد تولید کند.
«موریس اولین کسی بود که از دیدگاه یک هنرمند به حرفه چاپ عملی نزدیک شد.»
- والتر کرین، تصویرگر
در جستجوی «کتاب ایدهآل»
انتشارات کلمسکات نام خود را از خانه موریس در آکسفورد، یعنی کلمسکات منور (Kelmscott Manor)، گرفت و در ابتدا در یک کلبه استیجاری در هامرسمیت، نزدیک خانهاش در لندن، مستقر بود. چند ماه بعد، در مه ۱۸۹۱، به مکان بزرگتری در همسایگی آن نقل مکان کرد. هدف این انتشارات این بود که به موریس اجازه دهد «کتاب ایدهآل» خود را کشف و خلق کند.
موریس از وضعیت انتشارات کتاب در دوره ویکتوریا شاکی بود و آن را تولید انبوه، ارزان، فاقد کیفیت و از همه مهمتر، تقلیل مهارتهای هنری به منافع تجاری میدانست. در عوض، انتشارات موریس به تکنیکهای چاپ و حروفچینی قرن پانزدهم نگاه کرد تا کتابهایی را خلق کند که دستساز، با تیراژ محدود و متمرکز بر طراحی و مهارت سنتی بودند. همانطور که والتر کرین، تصویرگر و همکار موریس، اشاره کرد، موریس «اولین کسی بود که از دیدگاه یک هنرمند به حرفه چاپ عملی نزدیک شد.»
در «یادداشت بر تأسیس انتشارات کلمسکات»، موریس نوشت: «چاپ کتاب را با این امید شروع کردم که آثاری تولید کنم که ادعای قطعی بر زیبایی داشته باشند.» برای رسیدن به این هدف، موریس دریافت که باید «عمدتاً موارد زیر را در نظر بگیرم: کاغذ، شکل فونت، فاصله نسبی بین حروف، کلمات و خطوط؛ و در نهایت، موقعیت مطالب چاپی در صفحه.»
موریس سه نوع فونت برای این انتشارات طراحی کرد: گلدن که قبلاً ذکر شد، و همچنین تروی (Troy) و چاسر (Chaucer). فونت چاسر نسخه کوچکتری از تروی با اندازه ۱۲ پوینت بود و بهطور مناسبی برای چاسر کلمسکات استفاده شد. هر یک از این فونتها بر اساس فونتهای چاپگران قرن پانزدهم، مانند نیکلاس ینسن، ساخته شدند.
تیم و ابزارهای خلق زیبایی
در کنار حروفچینی، موریس باید به فکر انواع مختلف کاغذ دستساز و جوهر هم میبود. کاغذ نیز، مانند فونتها، بر اساس نمونههای قرن پانزدهم ساخته شده بود و توسط جوزف بچلر و پسرش در کِنت تأمین میشد. سه نوع کاغذ دستساز مختلف با سه علامتتجاری (واترمارک) که موریس طراحی کرده بود، استفاده شد. اینها «گل» (flower)، «پرچ» (perch) و «سیب» (apple) نام داشتند و هر کدام با یک اندازه کاغذ متفاوت مطابقت داشتند. در نهایت، جوهر مورد استفاده توسط گبروُدر یانکه (Gebrüder Jänecke) از هانوفر فراهم شد.
برای انتقال جوهر به روی کاغذ، موریس یک پرس دستدوم آلبیون (Albion Press) خریده بود که در سالهای بعد دو دستگاه دیگر نیز خریداری و نصب شد. پرس آلبیون برخلاف دستگاههای چاپ مدرن ویکتوریایی که با بخار کار میکردند، بهصورت دستی اداره میشد.
موریس تمام کتابهای منتشر شده توسط انتشارات کلمسکات را طراحی کرد و تیمی از متخصصان چاپ نیز به او کمک میکردند. این افراد شامل ویلیام هارکورت هوپر (حکاک)، اِمری واکر (مشاور فنی) و ویلیام باودن (استاد چاپ، به همراه پسر و دخترش) بودند. ادوارد برن جونز، چارلز گِر، والتر کرین و آرتور گاسکین بیشتر تصویرسازیها را انجام دادند. موریس علاوه بر طراحی کتابها، بیشتر محتوای آنها (بیستوسه جلد) را نیز نوشت. از دیگر کتابهای منتشر شده توسط این انتشارات میتوان به آثار مختلف قرون وسطایی، شعر قرن نوزدهم، نسخهای از بیوولف و یک مجموعه از اشعار شکسپیر اشاره کرد.
نسخههای کلمسکات بهخاطر زیباییشان فوقالعاده متمایز هستند: ترکیب حروفچینی غنی، تزئینات و تصویرسازی، در کنار چینش آنها در صفحه، تجربهای بصری مستکننده خلق میکند. با این آثار، موریس از گذشته قرون وسطایی برای نقد ناامیدیاش از استانداردهای چاپ ویکتوریایی استفاده کرد و به شیوهای فراگیر نشان داد که کتابها میتوانند بهشکلی متفاوت تصور شوند.
چاسر کلمسکات: اوج یک همکاری و یک شاهکار
به گفته سیدنی کاکرل، دوست و منشی موریس، «مهمترین دستاورد انتشارات کلمسکات» «آثار جفری چاسر» (The Works of Geoffrey Chaucer) است که بیشتر با نام چاسر کلمسکات شناخته میشود. این کتاب، که چهار ماه پیش از مرگ موریس در سال ۱۸۹۶ منتشر شد، توسط شاعر دبلیو.بی. ییتس بهعنوان «زیباترین کتاب چاپی دنیا» توصیف شده است، در حالی که یک نقد معاصر اشاره کرد که «این کتاب، در سبک خودش، بدون شک بهترین کتابی است که تاکنون منتشر شده.»
![]()
![]()
«این کتاب شاهکاری در طراحی کتاب و گرافیک است، با ۸۷ تصویر حکاکیشده روی چوب از هنرمند ادوارد برن جونز، به همراه ۱۸ قاب، ۱۴ حاشیه، و ۲۶ کلمه تزئینی که توسط موریس طراحی شدهاند.»
![]()
![]()
موریس و برن جونز در دهه ۱۸۵۰ همدانشگاهیهای آکسفورد بودند و تا پایان عمر دوست، همکار و شریک تجاری باقی ماندند. آنها عشق مشترکی به هنر، هرآنچه به قرون وسطی مربوط میشد و شعر داشتند. بنابراین، شایسته است که آخرین پروژه مشترک آنها، چاسر کلمسکات بود، چرا که هر دو از دوران دانشجویی در آکسفورد شیفته این نویسنده بودند. موریس اولین بار در سال ۱۸۹۱ درباره چاسر با همکارانش صحبت کرد، و در سال ۱۸۹۲ بهطور رسمی اعلام شد که این نسخه در راه است.
این جلد یک کار عظیم بود و پیشرفت آن کند بود، زیرا باید راهحلهایی برای انتقال مؤثر و کارآمد تصویرسازیهای برن جونز بر روی بلوکهای چوبی برای حکاکی پیدا میشد. با این حال، برن جونز نسبت به کاری که انجام میدادند اطمینان داشت و نوشت:
«اگر زنده بمانیم و آن را تمام کنیم، شبیه یک کلیسای کوچک قابلحمل خواهد بود – اینقدر پر از طراحی است و من فکر میکنم موریس بزرگترین استاد تزئینات در دنیاست.»
- ادوارد برن جونز
![]()
هم موریس و هم برن جونز زنده ماندند تا آن را به پایان برسانند، و چاسر کلمسکات در ۲۶ ژوئن ۱۸۹۶ منتشر شد. قدرت چاسر کلمسکات در این است که چگونه تمام عناصر با هم هماهنگ میشوند تا چیزی بصری و دیدنی خلق کنند. تعادل عمیقی بین حروفچینی (فونتهای تروی و چاسر) با قابها و حاشیههایی که تصویرسازیهای متمایز برن جونز را در بر میگیرند، وجود دارد. با چاسر کلمسکات، موریس عملاً به هدف خود یعنی خلق کتاب ایدهآلش دست یافت و بهشکلی فوقالعاده نشان داد که «کتابی که با تصاویری مناسب برای همان کتاب، و تنها همان کتاب، تزئین شده باشد، میتواند تبدیل به یک اثر هنری بیبدیل شود.»
میراثی برای هنر کتاب
موریس در ۳ اکتبر ۱۸۹۶، تنها چهار ماه پس از انتشار چاسر کلمسکات، درگذشت. دوستانش، اِمری واکر و سیدنی کاکرل، نظارت بر یازده کتاب باقیماندهای را که موریس قصد انتشارشان را داشت، بر عهده گرفتند و سپس تصمیم به تعطیلی انتشارات گرفتند. آخرین کتابی که منتشر کردند، بهطور مناسبی، یادداشتی از ویلیام موریس درباره اهدافش در تأسیس انتشارات کلمسکات (A Note by William Morris on His Aims in Founding the Kelmscott Press) در سال ۱۸۹۸ بود. موریس در آن مینویسد: «ماهیت کار من این بود که کتابهایی تولید کنم که نگاه کردن به آنها بهعنوان قطعات چاپی و چیدمان فونت، لذتبخش باشد.»
بنابراین، با انتشارات کلمسکات، موریس کتاب را به یک شیء هنری، یک اثر هنری زیباییشناختی تبدیل کرد. موریس با بهکارگیری فلسفه و استانداردهای طراحی خود در تولید کتاب، به ما اجازه داد که به کتابها نگاه کنیم و همچنین آنها را بخوانیم.
دکتر مایکل جان گودمن نویسنده و معلم ولزی است. او علاوه بر نگارش درباره تاریخ و طراحی کتاب، تصویرسازیهای ویکتوریایی را برای مخاطبان جدید قابلدسترس و جذاب میکند. او خالق منابع دسترسی آزاد آرشیو مصور شکسپیر ویکتوریایی، گالری مصور چارلز دیکنز و چاسر کلمسکات آنلاین است. او بهطور گسترده در مجلات و کتابهای آکادمیک منتشر کرده و پروژههای او در رسانههایی چون واشنگتن پست، گاردین و بیبیسی به نمایش درآمدهاند.
منبع تصاویر با احترام از وبسایت چاسر کلمسکات آنلاین
دوست دارید بیشتر درباره کدام جنبه از آثار ویلیام موریس بخوانید؟ هنر کاغذ دیواری، آثار اسلامی یا تأثیر او بر جنبش هنر و صنایع دستی؟